تبليغاتX
انتی دختر

antidokhtar

مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )

antidokhtar

http://antidokhtar.blogfa.com

انتی دختر

انتی دختر

انتی دختر

با سلام.خدمت دوست عزیزم.ممنون که به وبلاگ خودت سر زدی
اسم من میلاد
متولد:1368/7/30
دانشجوی مهندسی هستم
آی دی من kill.kent هست.
به امید ساعاتی خوش در این وبلاگ.
قانون این وب سایت .......... 1.ورود اطفال و بزرگ سالان ممنوع .......... 2.ورود آقایان و خانوم ها و غیره ها چی؟ ممنوع .......... 3.استعمال دو خانیات و سه خانیات و بالاتر اکیدا ممنوع .......... 4.ورود سگ،گربه،سوسک،مگس،و ...، هم ممنوع ........... 5.هر کس هم که بیاید و نظر ندهد،الهی نظرات وبلاگش -0- بشه........... 6.ورود با جوراب نشسته ممنوع ............ 7.ورود آدمهای کم ظرفیت،با ظرفیت وفاقد ظرفیت هم ممنوع ........... 8.نظر دادن بدون ذکر نام و ایمیل ممنوع ........... 9.ورود آدمهای بد اخلاق ممنوع ........... 10.لطفا تقاضای نسیه نکنید(چون نسیه خیلی وقته که مرده) .............. 11..دست کردن تو دماغ ممنوع ........... 12.کفشاتم در بیار بچه .................. حتی شما دوست گرامی در ضمن با شرت نشسته هم وارد نشوید.................. 13. البته یادم رفته بوذ که یادم افتاد بگم ورود دخترا از هر نوع چه ایرانی چه خارجی ا اورجینال یا کپی ممنوع ............. نظر یادت نره.................. نظر یادت نره .
ورود دخترای بی جنبه ی ایرونی ممنوع!!!!!!!!!!!!!!!!!!

انتی دختر

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

انتی دختر
ورود دخترای بی جنبه ی ایرونی ممنوع!!!!!!!!!!!!!!!!!!

درباره وبلاگ


لينکستان


لينک دوستان


آمار و امکانات


نويسندگان


تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما
امام حسین (ع) و یاران او
موضوع: مقالات مذهبی
امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد. رسول خدا (ع) نام این فرزند زهرا (س) را حسین نهاد وی مورد علاقه شدید پیامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسین منی و انا من حسین....» و در آغوش پیامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت والایی برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته این حجت الهی بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود پس از انعقاد پیمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاویه حاكم شام) با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) از كوفه به مدینه آمدند. با شهادت امام مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قیس الكندی مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسید. معاویه با توطئه به ازدواج درآوردن یزید با جعده این كار را تدارك دید). بار امامت به دوش سیدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاویه بر حكومت مسلط بود، امام حسین (ع) همواره یكی از معترضین سرسخت نسبت به سیاستهای معاویه و دستگیریها و قتلهای او بود و نامه های متعددی در انتقاد از رویه معاویه در كشتن حجربن عدی و یارانش و عمروبن حمق خزاعی كه از وفاداران به علی (ع) بودند و اعمال ناپسند دیگر او نوشت. در عین حال حسین بن علی (ع) یكی از محورهای وحدت شیعه و از چهره های برجسته و شاخصی بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی (حكومتی كه از سال 41 هجری با معاویه اولین خلیفه اموی شروع می شود و تا سال 132 هجری ادامه می یابد) از نفوذ شخصیت او بیم داشت با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت كه از امام حسین (ع) به نفع او بیعت بگیرد اما سیدالشهداء كه فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست، از بیعت امتناع كرد و برای نجات اسلام از بلیه سلطه یزید كه به زوال و محو دین می انجامید، راه مبارزه را پیش گرفت از مدینه به مكه هجرت كرد و در پی نامه نگاریهای كوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان كوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ كوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مكه به سوی عراق حركت كرد.
پیمان شكنی كوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوی كوفه می رفت، پیش از رسیدن به كوفه در سرزمین «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسلیم نیروهای یزید نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسید. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و كشته شدن وی سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهای خفته گردید.(1)
خون او تفسیراین اسرار كرد ملت خوابیده را بیدار كرد(2)
ـ اصحاب شهادت طلب و با وفای سیدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهی، ایمان، شجاعت و فداكاری بودند .... آنان كه در ركاب سیدالشهداء به فیض شهادت رسیدند جمعی از بنی هاشم بودند. جمعی از مدینه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخی در مكه در طول راه به وی پیوستند. برخی هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهید بپیوندند. كسانی هم در راه نهضت حسینی، پیش از عاشورا شهید شدند،‌كه آنان نیز جزء اصحاب او به شمار می آیند. (چون مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر صیداوی و ...) (3)
ـ مدت قیام امام حسین (ع) از روز امتناع از بیعت با یزید تا روز عاشورا 175 روز طول كشید (12 روز در مدینه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بین راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

1-(فرهنگ عاشورا/ جواد محدثی/ ص 147. 148) 2-علامه اقبال لاهوری 3- (پیام آور عاشورا/ مهاجرانی/ ص 11) 4- (فرهنگ عاشورا/ جواد محدثی/ ص 32)

|+| نوشته شده در یکشنبه ششم دی 1388 | نوشته شده توسط مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )
چگونه با خدا باشیم؟
موضوع: مقالات مذهبی
انتم فقرا الی الله.........> شما فقیران به سوی خدا هستید.

اولین فایده با خدا بودن : هدفمند شدن زندگی است.

هدف باید مورد علاقه انسان باشد. هدف نقطه ای است که باید برای انسان شیرین باشد .

با خدا بودن برای انسان باید شیرین باشد.

هر کسی دینداری برایش سخت است و به جایی نرسیده با دینداری........ با خدا بودن را با دینداری یکی نگرفته است .

دومین فایده با خدا بودن: بیشتر آشنا شدن با خدا

در دنیا و اخرت نیاز دیگری جز اشنا شدن با خدا نداریم.

سومین فایده با خدا بودن: با خودت آشنا میشوی(مقدمه دومین فایده)

با خود آشنا شدن ....> می فهمیم چه می خواهیم...

با خدا بودن انسان را به معرفت نفس می رساند .

آنوقت انسان خود را هرز نمی دهد .قیمت خود را می فهمد.در مورد خود غلط قضاوت نخواهد کرد.

هر کس معرفت نفس پیدا کند عشق به خود پیدا می کند به خود می بالد(جدا از خود خواهی است)

ذرات وجودش مدام در حال رقصند که عالم را زیر پایش می لرزانند از این که آدم است از اینکه چنین نفسی پیدا کرده است.

با خدا بودن شرایطی را اقتضا می کند و رفتارهای خاصی را می طلبد.

وقتی احساس غم میکنی چگونه باید با خدا باشی؟ وقتی احساس شادی می کنی ؟ وقتی احساس عاطفه

نسبت به دیگران می کنی؟وقتی از کسی کینه داری چگونه باید با خدا باشی ؟...


چهل روز با خدا باشید ببینید چه نتیجه ای می گیرید.

کسی که با خدا بودن را تجربه کند بهشت او از همان لحظه آغاز خواهد شد .متفاوت خواهد شد.


|+| نوشته شده در یکشنبه ششم دی 1388 | نوشته شده توسط مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )
راه های نزدیک شدن به خداوند
موضوع: مقالات مذهبی

راه های نزدیک شدن به خداوند

اگر همواره احساس نگرانی ، اضطراب و یا تنهایی دارید ، راه حل آن نزدیکی به قدرت الهی است . دوستی و نزدیکی با خداوند ، برای شما آسایش ، امنیت و خوشبینی را به همراه دارد. نگران نباشید ، هر فردی در هر موقعیت که زندگی می کند ، می تواند با نیل به خداوند ، از لحظات خوشی بهره مند شود.

بله ، در آغاز شروع به این رابطه ممکن است حس کنید که این نزدیکی و میل ، یک طرفه است اما خیلی زود متوجه یکی سری علائم ظریف، ولی عمیقی می شوید که متوجه حضور و همیاری خداوند با خود خواهید شد . وقتی با خداوند راز ونیاز می کنید ، حس شور و هیجان تمام جسم شما را در بر می گیرد و یا وقتی از او پرسشی دارید ، پاسخ خود را "ناخودآگاه" از طریقی "غیر منتظره" دریافت خواهید کرد. متوجه حمایت ها  و معجزاتی ظریف در مسیر زندگی می شوید و یا با گذشت زمان، عملا" یاری او را درک می کنید .  در این راه ، علم درک مسائلی را که قبلا" قادر به درک آن نبودید را کسب میکنید و زیبایی هایی را مشاهده می کنید که هیچگاه ندیده اید. صبحگاه با نوینی دل انگیز الهی از خواب بر می خیزید و یا شاید وی در طول روز علائمی را در اشکال مختلف برای شما نمایان کند . خداوند دارای قدرتی بی انتها و بی پایان است، وقت را تلف نکنید و با شروع آن ، لحظات  خود را با الطاف الهی نورانی کنید.

در اینجا به هفت گام جهت آغاز نیل به نزدیکی الهی اشاره کرده ایم:

1- اول برای بستن عهدی نزدیک و لذت بخش نیت کنید و تصمیم بگیرید . بصورت نوشتاری همواره آن را در جلوی دید خود در منزل یا محیط کار قرار دهید.

2- می توانید از تجربه روابط خوشایند خود در زندگی استفاده ببرید . چگونه این رابطه را گسترش می دادید ؟ چگونه بهبود می بخشید ؟ فهرستی از این موارد تهیه کنید. برای مثال ، در روابط مورد دلخواهمان  ، ما بارها و باره با یکدیگر حرف می زنیم و به سخنان هم گوش فرا می دهیم . اوقات خود را با هم سهیم می کنیم ، هیجانان و ترس هایمان را در میان می گذاریم ، تا حد امکان و بدون توقع ، به یکدیگر عشق می ورزیم ... بعد از اتمام فهرست خود ، از آنها برای چگونگی شروع و تمدید رابطه ی خود با خداوند یکتا الگو بگیرید .

3- اگر  در این رابطه روراست و بی پرده گام بردارید ، معنای قوی تری به این رابطه می بخشید. هر چه قدر هم صدمه و آسیب دیده باشید از جانب او حمایت خواهید شد. در نزدیکی به خداوند ، در بیان احساسات و بروز آن در مقابل خداوند بطور کامل بی پروا و روراست باشید و اجتناب نکنید.

4- کاملا" دقت کنید و گوش فرا دهید . برخی اوقات اینقدر غرق در تقاضا و درخواست هایمان از خداوند می شویم که دیگر به کلی از یاد می بریم که باید به دریافت علامات پاسخ ها از جانب وی نیز توجه کنیم . کاملا" تمرکز کنید ، چرا که ممکن است نشانه های الهی بطور کاملا" واضح و آن طوری که شما خواستید نباشد، بلکه در حالت و زمان و مکان دیگر ، این نشانه ها و آیات نمایان شوند.

5- همواره در مقابل خداوند احساسات خود را بیان کنید و سپاسگزار باشید. خیلی سخت نیست ، زیرا که عشق الهی برترین و والاترین عشق است .

6- ابتدا با خود مهربان باشید و به خودتان عشق بورزید . شما مخلوق خداوند یکتا هستید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید ، در واقع قدرت الهی را قبول ندارید و برای داشتن عشق به خود ، از خداوند یاری بخواهید .

7- فرصتهای جدید را با آغوش باز بپذیرید . همیشه به یاد داشته باشید که نیروی خداوندی ، بسی عظیم تر و وسیع تر از آن تصوری است که شما در ذهن خود دارید ، بنابراین در طلب خواسته ها و خواهش های خود از وی تنها به چیزهای کوچک در زندگی اکتفاء نکنید . خداوند ، قدرتی بی انتهاست ، پس از او تا بی نهایت طلب کنید. تعجب نکنید اگر در نهایت شما به یک درون بینی و حس فطری رسیدید که این حس غیر قابل توصیف است و شما  را در انجام امور زندگی هدایت خواهد کرد .

نیل به نزدیکی و شکوفا شدن این رابطه خیلی زمان نمی برد . مادامی که این حس نزدیکی در شما ایجاد شود ، دیگر این قدرت الهی است که این رابطه را زیباتر و صمیمی تر جلوه می دهد . برای مستحکم تر شدن این رابطه ، بهتر است آرام و پیوسته پیش بروید و نخواهیم که به یکباره به بطن این قدرت الهی پی ببریم !! ( مثل این است که برای دیدن غنچه داخل یک گل سرخ زیبا ، گلبرگهای اطراف آن را جدا کنیم تا بتوانیم غنچه آن را ببنیم !! )که مسلما" شما را از مسیر خود دور می کند ، چرا که انسان گنجایش درک آن را ندارد . بدانید که خداوند یکتا ، همواره شما را دوست دارد و  بر آن است تا شما از ثمره های شگفت انگیز و زیبای این رابطه همیشه لذت ببرید.


|+| نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388 | نوشته شده توسط مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )

15 درس زندگی که در هیچ مدرسه ای یاد نمی دهند!

همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .

مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :

1-     طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.

2-     "زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " . فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

3-     خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه  "اعتماد به نفس "

4-      انسانیت مهم تر از مادیات است

اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

5-     به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند !

رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما  خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.

6-     درجه ی کمال و شخصیت

کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید .

7-     بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید.

انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ،  ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که  از  زندگی  لذت نمی بریم نه دیگران !!

8-     "خنده" داروی هر "درد"  است .

با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.

9-     تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید.

 سلامتی خود را  دست کم نگیرید . با رعایت  این  نکات ، از وضعیت  جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .

10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند .

هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.

11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند !

از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید.

12- شکست را بپذیرید .

هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :" من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"

13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید .

یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :" یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".

14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .

زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .

15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است !!

همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق  و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.


|+| نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388 | نوشته شده توسط مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )

به عقاید مذهبی دیگران احترام بگذارید

"خوشرویی بزرگترین نیرو جهت نیل به یک زندگی بهتر است . فرقی نمی کند از چه مذهبی باشید مهم زیستن با نیت پاک است." این گفته ، همچون کلیدی است برای رشد اخلاقی تمامی افراد با هر عقیده مذهبی.

اگر 21 فرضیه برای موفقیت در این دنیای مدرن باشد. عبارت فوق 18  فرضیه ی آن را تأمین خواهد کرد، اصول باقی مانده نیز بسته به درصد آزادی انسان دارد.

یکی از اصول مهم روابط بشری ، تحمل و صبوری  است. مادامی که از دوران تاریخ کهن تا دنیای کنونی، در راه پذیرش و گسترش یک عقیده مذهبی، خشونت ها و قتل عام ها صورت می گرفته است، هر کسی متوجه می شود که این تحمل ناپذیری افراد بوده است که عامل اصلی این قضایا بوده.

صبوری در مقابل یک مذهب این نیست که بشر نتواند باورهای خود را بیان کند، بلکه منظور این است که زیر سوال بردن اصول و عقاید یک مذهب و از خود واکنش منفی نشان دادن، خود به خود راهی است کوتاه بسوی ایجاد ناآرامی!

اساتید کهن جزء کسانی بودند که از زمانهای یونان قدیم در مورد وجود خداوند و رابطه ی آن با بشر و عالمیت، علم زوال یا بقاء، با یکدیگر در مباحثه بوده اند. علم "طریقه ی زندگانی" و " مادی گرایی" از زمان های یونان و مصر قدیم مورد بررسی بوده است. این اندیشه ی واهی از آن زمان رواج پیدا کرد که آنان معتقد بودند که هیچ عاملی در ایجاد و تکامل تمام متعلقات دنیای مادی و تشکیلات آن دخالت نداشته و سیر تکاملی آنها به خودی خود شکل گرفته است! آثار این عقاید امروزه در برخی محیط های آموزشی هنوز وجود دارد و همین پافشاری ها در این باورها ، خصومت و خشونت ها را به همراه داشته است.

تمام اندیشمندان از پنج هزار سال قبل از میلاد و یا حتی قبل از آن، در مورد بودن یا نبودن مذهب با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند  و این اختلاف نظر، دنیای گذشته و در ادامه دنیای حال را تبدیل به یک میدان جنگ کرده است.

در این دریای پر تلاطم، یک نکته قابل تعمق است که: تمام انسانها حق انتخاب باورهای خود را دارند.

لزوما" تمامی "مذاهب" و "باورها" با منطق هماهنگی ندارد و می تواند حتی با وجود یر منطقی بودن، خود یک عقیده ای مستقل و قابل احترام برای هر شخص باشد.

کسی که در مورد باورها صحبت می کند باید کاملا" بی طرفانه گام بردارد. یک آزادیخواه سعی می کند، عقاید مورد قبول خود را تنها برای خود حفظ کند نه دیگران. در مقابل افرادی هستند که با به خطر دیدن عقاید و باورهای خود با هجوم بردن به حیطه ی باورهای دیگران سعی در حفظ و حمایت از مسلک خود دارند.

بشر از ابتدای خلقت به هر مذهب و مسلکی که بود، سعی می کرد تا با غرق شدن در آن احساس رضایت کند. حتی امروز وجود "مکانیزه شدن  و "مادی گرایی" در دنیای امروزی، باز هم برخی از روحانیون کهن سعی بر گسترش عقاید دیرینه ی خود دارند.

حقیقت این است که بشر بدون اعتقاد و ایمان بسوی تباهی می رود. این باورها می تواند در هر زمینه ای از نظر هر فرد باشد ولی اگر بسوی باور مذهبی پیش رود قابل احترام است.

لازمه ی آرامش روحی در هر مذهبی، احترام به عقاید و باورهای مذهبی دیگر افراد است


|+| نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388 | نوشته شده توسط مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )
“تاسوعا وعاشوراي حسيني”
موضوع: مقالات مذهبی

“تاسوعا وعاشوراي حسيني”




قد آئينه ها خم شد دوباره دلم درياچه غم شد دوباره صداي سنج و دمام آيد از دور بخون اي دل تاسو عا شد دوباره كل ارض كربلا و كل شهر محرم و كل يوم عاشورا. به عاشوراي خونين امام حسين (ع).تاسوعا وعاشوراي حسيني را بر همه مسلمانان تسليت عرض ميكنم

 

گفت شب عاشورا يه خانمي در بيابان كربلا يه چيزاي از زمين بلند مكنه رفتم جلو گفتم


خانم شما در اين صحراي تاريك دنبالكي ميگرديد گفت نشناختي من مادرش فا طمه ام


خانم چه ميكنيد فرمود اين خار هاي مبيرا را جمع ميكنم فردا نو ه هاي من روي اين خارها مي

دوند  

  سيد جواد ذاكر

اگر شدم ديوونه اي مردم زمونه دل مستم اسير دو ابروي كمونه

دلبر من در عالم خوشگل و مهربونه در مدح او چه گويم مثل خدا مي مونه

هر كسي اونو ديده از عاقلا بريده با يك نظر به رويش به روي حق رسيده

دو چشم شهلا داره قامت رعنا داره خدا مانند عباس ديگه زيبا نداره

بدونيد ايها الناس واي منم مجنون عباس واي

وقت نبرد دشمن امير المومنينه حقا كه دلبر من يل ام البنينه

مي خواد بره به ميدون عاشقونه مي خنده رقيه با دو دستش سر بندش مي بنده

با عشق اين دلاور خيلي ها سر فرازند ارمنيا هميشه به اباالفضل مي نازند

سيد جواد ذاكر مارو فراموش نكن

 

مران يك دم ساربان اشتر ناقه زينب رفته اندر گل  

 
بده ظالم مهلتي آخر زان كه دارم من عقده ها در دل


حسين جانم اي حسين جانم


مران ناقه تا كه بنشينم بر سر نعش شاه مظلومان


مران ناقه زان كه من دارم از جفاي چرخ ناله و افغان


مران ناقه تا كه گويم من درد دل با اين پيكر عريان


بيا اي مرگ تا شوم راحت زان به مرگ خود گشته ام مايل


بده مهلت تا بمانم من در كنار اين پيكر به سر


از آن ترسم ساربان امشب آيد و برد دستش از پيكر


ندارد چون طاقت ديگر مادرم زهرا باب من حيدر


شتربانان رحم بنماييد بر دل ليلا بر من مضطر


كه دارد او درد دل بسيار بر سر نعش نوجوان اكبر

 
چه سازم با مادر پيرش مي كند هر دم خاك غم بر سر


شتربانان بي كفن باشد اين تن مجروح اندر اين صحرا


مرا نبود معجري ديگر تا كفن سازم جسم اين شه را


بده مهلت تا بمانم من در كنار اين پيكر به سر


از آن ترسم ساربان امشب آيد و برد دستش از پيكر

يه نوحه از سيد جواد ذاكر مگه زرشتي و بوداmp3

يه نوحه از سيد جواد ذاكر اب فرات موج مزنmp3

 

يه نوحه از سيد جواد ذاكر كه نوحه شو نوشتم

يه نوحه از سيد جواد ذاكر صوتي 8هشت دقيقه mp3ناگهان گوردولور قول باغليارين يچنان

يه نوحه از سيد جواد ذاكر اذان ظهر عاشورا

يه نوحه از سيد جواد ذاكر شهزاده علي اكبر

 


|+| نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388 | نوشته شده توسط مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )


در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی تغییر کن قضارا

بدانكه فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام از حيطه بيان بيرون است و در اخبار بسيار وارد شده كه معادل حجّ

و عمره و جهاد بلكه بالاتر و افضل است بدرجات و باعث مغفرت و خفّت حساب و رفع درجات و اجابت دعوات و

موجب طول عمر و حفظ بدن و مال و زيادتى روزى و برآمدن حاجات و رفع هموم و كربات است و ترك آن سبب

نقصان دين و ايمان و ترك حقّ بزرگى از حقوق پيغمبر صلى الله عليه و آله است و كمتر ثوابى كه به زائر آن قبر

شريف رسد آن است كه گناهانش آمرزيده شود و آنكه حق تعالى جان و مالش را حفظ كندتا او را به اهل خود

برگرداند و چون روز قيامت شود حق تعالى او را حافظتر خواهد بود از دنيا .

 

و در روايات بسيار است كه زيارت آن حضرت غم را زايل مى كند و شدّت جان كندن و هول قبر را برطرف مى كند و

آنكه هر مالى كه در راه زيارت آن حضرت خرج شود حساب مى شود براى او هر درهمى به هزار درهم بلكه به ده

هزار درهم و چون رو به قبر آن حضرت برود چهار هزار ملك استقبال او مى كنند و چون برمى گردد مشايعت او مى

نمايند و آنكه پيغمبران و اوصياء ايشان و ائمّه معصومين و ملائكه سَلامُ اللّه عَلَيهِم اَجمعين به زيارت آن حضرت مى

آيند و دعا براى زوّار آن حضرت مى كنند و ايشان را بشارتها مى دهند و حق تعالى نظر رحمت مى فرمايد بسوى

زائرين امام حسين عليه السلام بيش از اهل عرفات و آنكه هر كسى در روز قيامت آرزو مى كند كه كاش زوّار آن

حضرت بود از بس كه مشاهده مى كند از كرامت و بزرگوارى ايشان در آن روز و روايات در اين باب بى حدّ است.

مفاتح الجنان. باب هفتم 

 

اشک من یار حسینه، دل خریدار حسینهاگه دارم اعتباری ، بخدا کار حسینه

همه عالم و بگردند، مثل تو پیدا نمیشه

هیچ کسی برای قلبم ، یوسف زهرا نمیشه

چشم من سوی نگاته، عشق تو روح صلاته

تنها آرزوم تو دنیا دیدن کرببلاته

من به عالمین نمیدم ، عشق و جود و کرمت رو

چی میشه که حس کنم من ، بوی سیب حرمت رو

شنیدم که بارگاهت ، قبله گاه عالمینه

که بهشت هر بهشتی ،صحن بین الحرمینه

آخه تا کی آقا باید من به انتظار بشینم

من با چشمای پر از اشک عکس شیش گوشه ببینم

میزنم بر سر و سینه ، باز ز کربلا میخونم

دست رد نزن به سینم ،دعوتم کن آقا جونم

من به تو آقا اسیرم،  تو بگی بمیر میمیرم

من ز دستای ابوالفضل ، رزق و روزیم رو میگیرم


|+| نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388 | نوشته شده توسط مدیریت انتی دختر ( میلاد خطر )

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ